تبلیغات
>DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> ❀❀ دخمــــلــ✿ بـــا حــال◕‿-。. - دلنوشته

دلنوشته

شنبه 9 بهمن 1395 04:30 ب.ظ

نویسنده : **دیــــــلـــیـــــــا**

تو لیلی،من مجنون

تو جواهر،من نگهبان

تو معشوق،من عاشق

تو خانوم خانوما،من دیوونه

ولی به اینجا که میرسیم تو میشی خیانت کار. اونم با کی؟ فرشته؟ البته بیشتر مردم بهش

میگن عزرائیل. درست نگفتم؟

حالا من هنوزم دیوونه ام. منی که غرورم یک میلیمتر ازجاش تکون نمیخورد. منی که همیشه

شیطنت توی چشم هام موج میزد. منی که لبخند از روی لبم محو نمیشد.

حالا شدم یه دیوونه . دیوونه ای که محتاج توئه.

زندگی من

یعنی

شیب خط گردنت

وقتی به پهنای شانه ات می رسد

ما دیوونه ایم

 

یعنی

رگ برجسته ی دست هایت

وقتی

آنها را در هوا تکان می دهی

یعنی

مهربانی شباهنگام و خواب آلودت وقتی که می پرسی سردت نیست؟ ":

یعنی

رگه های قرمز چشمانت وقتی خستگی در چشمانت موج می زند

یعنی

موهای خیس روی پیشانیت که به عطسه می اندازدت زندگی من یعنی ...

تو !

یعنی

همین دلتنگی نفس گیر است

وقتی

بازهم به عکست خیره شده ام




دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: شنبه 9 بهمن 1395 04:31 ب.ظ